![]()
1.
یکی از رایج ترین مباحثه ها و مناظره ها در طول تاریخ بشر، مناظره بین متدینین و غیر متدینین بوده است
بحث هایی مثل اثبات خدا، اثبات نیاز به دین ،ریشه های تاریخی ادیان از جمله بحث های جدی میان این دو گروه بوده و هست و به نظر می رسد خواهد بود. در این میان در خیلی از مواقع بحث ها به بن بست رسیده و استدلالات هیچ کدام یک از طرفین بر دیگری غلبه نکرده و مساله حل نشده است.
2.
به نظر من دو نوع نگاه می توان به دین داشت:
نگاه نظری
نگاه عملی
در نگاه نظری به دنبال این هستیم که تک تک باورهای دینی مان را با عقل و با هر استدلالی که هست معقول جلوه بدهیم یا حدقل پایه های اعتقادی دینی مان را به شکل معقولانه ای توجیه کنیم.
اما در نگاه عملی سخنی از این پیچیدگی های فلسفی و کلامی نیست فرد روزه می گیرد و فوائد روزه را با همه وجودش لمس می کند، یا فردی اعتقاد به خدا دارد و این اعتقاد را در سرتاسر زندگیش عملا نشان می دهد و به آرامش می رسد ؛بدون اینکه در بحثی سنگین در مورد اثبات خدا و ربانیت خدا، شرکت کرده باشد
3.
به نظر می رسه حلقه مفقوده این روزهای بحث های ما همین نگاه عملی به دین باشد، چرا مدام تلاش کنیم همه چیز را با براهین سخت فلسفی و کلامی اثبات کنیم؟ و دین را از یک برنامه عملی زندگی، به یک مکتب فلسفی تبدیل کنیم و نهایتا از حقیقت تدین که تغییر ساحت وجودی انسان است غافل می مانیم.
برای مثال به این آیه توجه کنید که : فمن یعمل مثقال ذرّةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّةٍ شراً یره»(1)
این آیه تاکید دارد که بدی و خوبی در جهان گمشدنی نیست. این جهان طوری طراحی شده است اولا خوب و بد عمل ما را می فهمد و ثانیا در مقابل اعمال ما عكس العمل متناسب از خود نشان می دهد به تعبیر دیگری جهان نسبت به اعمال و رفتار اخلاقی ما کور و کَر نیست.
حال كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی بهتری دارد یا كسی كه باوری به این آیه ندارد؟ قطعا كسی كه این آیه را باور داشته باشد زندگی زیباتر،اخلاقی تر و حتی موفق تری خواهد داشت
و به نظر می رسه به همین روش، می توان در مورد بسیاری از مدعیات دینی بدون سخت گیری های فلسفی و کلامی اندیشید و عمل کرد و به آرامش رسید.
پی نوشت
1. زلزال/7،8

در ادیان دو نوع نگاه به کارهای روزانه مطرح شده است:
1)برخی از ادیان بین امور مقدس و امور نامقدس تفکیک کرده اند و بر این باورند که مجموعه کارهایی که ما در طی روز انجام می دهیم برخی شان مقدس است و برخی نامقدس مثلا در مسیحیت خوردن، آشامیدن، استراحت و ازدواج از جمله کارهای عادی (نامقدس) به حساب می آید و از لحاظ دینی و مذهبی هیچ گونه ارزشی ندارد اما کارهایی مثل غسل تعمید، حضور در کلیسا، اعتراف از کارهای مقدس محسوب می شود
2)تفاوتی که اسلام با ادیان دیگر دارد در این معنی است که هیچ کاری نیست که بتوان گفت آن مقدس یا نامقدس است بلکه هر کاری وابسته به نیت فاعل آن کار دارد و حتی اموری که دنیایی ترین امور هستند مثل تجارت اگر نیت های خاصی مدنظر فرد باشد این کار هم امری مقدس محسوب می شود و در عین حال اموری که به ظاهر مقدس هستند مثل نماز اگر نیتی مناسب نداشته باشند بی اجر و پاداش است
پ ن:
دارم فکر می کنم با مبنای دوم چقدر قضاوت در مورد افراد سخت میشه و کسی که مبنای دوم را قبول داشته باشه به راحتی به هر کسی مومن یا اهل دنیا نمی گه
